
زمانی که کودکی بیش نبودم در خیابان پر درخت و خاطره انگیز ولیعصر کنونی، درست نبش چهار راه ، محلّی با صفا و باغ مانند، همراه با و سایل بازی و دکه هایی برای فروش تنقلات دایر بود به نام " کافه شهرداری" تفرجگاه قدیم تهران، جایی که ترس از بلندی را ، با تنها سوارشد نم در یک چرخ و فلک عظیم تجربه کردم. این محل سال هاست که ساختمان زیبای تاتر شهر را در خود جای داده است.
چند سالی است که کافه هایی در گوشه و کنار شهرمان با حال و هوای دیگری ایجاد شده!رو بروی این ساختمان هنری کافه ای قرار گرفته به نام گرامافون که چند صباحی نیست دایر شده. از یک در چوبی قدیمی که عبور کنی به راهرویی می رسی .بعد از عبور از پلکانی سنگی به محیطی دنج و زیبا پای می گذاری که خاطرات گذشته را با چید مان وسایل قدیمی مانند گرا مافون ، رادیو ها، آپارات وو...تو را به سالهای دور می برد!
اگر میز کنار پنجره را که به ساختمان دیدنی تاتر شهر اشراف دارد انتخاب کنی، از منظر هنر،نظاره گر مکانی می شوی که زمانی من و همسالانم ، نه به صورتی که تو می بینی ، بلکه به شکل مکانی مشجّر و تفریحی که خاطرات شاد کودکی ام در آنجا رقم خورد، با نشستن کنار پنجره تداعی خواهد شد.!
منوی کافه خود نوعی ابتکار جالب است!روی صفحات قدیمی موسیقی که بدستت می دهند می توانی خواسته ات را انتخاب کنی. جوانهایی مودّ ب و خوش بر خورد پذیرای کسانی هستند که درجستجوی لحظاتی آرام و خیال انگیز به این محیط قدم می گذارند.
"نمایشگاه های کاریکاتور ، عکس و... اغلب در این مکان دایر است.